




_ _ _ _____ __ _ _ _ _ _ _____ ____ _ _ _ _______ __ __ _ _ _ __ _ _



اگه دلم تنگ می شه خیلی برات منو ببخش
اگه نگام گم می شه تو شهر چشات منو ببخش
منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمرم
اگه همش پیش همه بهت می گم دوست دارم
منو ببخش اگه برات سبدسبد گل می چینم
منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب می بینم

منو ببخش اگه تو رو می سپارمت دست خدا
اگه پیش غریبه ها به جای تو می گم شما
منو ببخش اگه واسه چشای تو خیلی کمم
تو یه فرشته ای و من خیلی باشم یه آدمم
منو ببخش اگه فقط می خوام بشی مال خودم
ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم.... .


.... I LoVe YoU HoNeY ...
_ _ _ _____ __ _ _ _ _ _ _____ ____ _ _ _ _______ __ __ _ _ _ __ _ _



مهربانم، ای خوب
یاد قلبت باشد یک نفر هست که اینجا
بین آدمهایی که همه سرد و غریبند با تو
تک و تنها، به تو می اندیشد....
و کمی
دلش از دوری تو دلگیر است...
مهربانم ای خوب
یاد قلبت باشد، یک نفر هست که چشمش
به رهت دوخته ، بر درمانده ست...
و شب و روز دعایش این است :
زیر این سقف بلند، هر کجا هستی،
به سلامت باشی
و دلت همواره، محو شادی و تبسم باشد....
مهربانم ای خوب
یاد قلبت باشد، یک نفر هست که دنیایش را
همه هستی و رویایش را
به شکوفایی احساس تو پیوند زده است...
و دلش می خواهد لحظه ها را با تو به خدا بسپارد....
مهربانم ای خوب
یک نفر هست که با تو
تک و تنها با تو
پر اندیشه و شعر است و شعور
پراحساس و خیال است و سرور....
مهربانم....
این بار یاد قلبت باشد...
یک نفر هست که با تو به خداوند جهان نزدیک است....
و به یادت هر صبح گونه سبز اقاقی ها را
از ته قلب و دلش می بوسد
و دعا می کند این بار که تو
با دلی سبز و پر از آرامش،
راهی خانه خورشید شوی
و پر از عاطفه و عشق و امید....
به شب معجزه و آبی فردا برسی........
یاد قلبت باشد .... ...... .
ا

_ _ _ _____ __ _ _ _ _ _ _____ ____ _ _ _ _______ __ __ _ _ _ __ _ _


رفتنت را دیدم...
تو به من خندیدی...
آتش برق نگاهت دل من آتش زد..........
و .....
مرا در پس یک بغض غریب...
در میان برهوتی تاریک...
پشت یک خاطره سرد و تهی...
با دلی سنگ رهایم کردی................
و .....
تو بی آنکه نگاهی بکنی...
به دل خسته و آزرده من............
رفتنت را دیدم...
تا به آنجا که نگاهم سو داشت...
و تو در آخر این قصه تلخ محو شدی...
باورم نیست که دیگر رفتی...
اشک من بدرقه راهت باد..... ... .

_ _ _ _____ __ _ _ _ _ _ _____ ____ _ _ _ _______ __ __ _ _ _ __ _ _



از درد سخن گفتن
و از درد شنیدن
با مردم بی درد
خودش درد بزرگی ست …..

.

_ _ _ _____ __ _ _ _ _ _ _____ ____ _ _ _ _______ __ __ _ _ _ __ _ _

اي همراه بهترين روزهاي زندگيم
نبودنت را باور نمي کنم
با اينکه مي دانم محال ترين آرزوي من بوده اي
اي همسفر جاده تنهاييم
ديري است که به اميد با تو يودن نفس مي کشم
و به انتظار ديدار تو زنده ام
با اينکه بارها گفته اي ديگر برنمي گردي……
اي هم درد با غصه هايم
هنوز هم شريک لحظه هاي غم و شادي من هستي
و من هنوز هم با کسي جز تو درددل نمي کنم
با اينکه مي دانم در کنارم نيستي
اي هم دل با قلب شکسته ام
قلبم براي تو مي تپد
و تنها تو مي تواني مرهمي
بر زخمهاي کهنه اش باشي
با اينکه تو خودت قلبم را شکسته اي……
اي هم آغوش شبهاي بي کسي ام
هر شب ياد تو را در آغوش مي کشم
تا به خواب روم
و پلکهايم به اميد ديدن تو در رويا سنگين مي شوند
با اينکه تو آنقدر دوري که حتي در رويا هم
نمي توانم به تو دست پيدا کنم ……..
اي هم زبان بي صداترين فريادهايم
حتي وقتي سکوت تنها حرفي است
که براي گفتن دارم
عشق تو را با تمام وجود فرياد مي کشم
با اينکه مي دانم گوشهايت صداي بي صداي
دردهايم را نمي شنوند
ولي تو هرچه بي اعتناترباشي من عاشقتر مي شوم
من هنوز به عهد روز اول دوستي پايبندم
من هنوز هم به اندازه روز اول دوستت دارم
شايد هم خيلي بيشتر.....
…… … .

_ _ _ _____ __ _ _ _ _ _ _____ ____ _ _ _ _______ __ __ _ _ _ __ _ _

به خداحافظي تلخ تو سوگند نشد
كه تو رفتي و دلم ثانيه اي بند نشد
لب تو ميوه ي ممنوع ولي لبهايم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل كند نشد
با چراغي همه جا گشتم و گشتم در شهر
هيچ كس هيچ كس اينجا به تو مانند نشد
هر كسي در دل من جاي خودش را دارد
جانشين تو در اين سينه خداوند نشد
خواستند از تو بگويند شبي شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند : « نشد »
…….. … .
_ _ _ _____ __ _ _ _ _ _ _____ ____ _ _ _ _______ __ __ _ _ _ __ _ _

کاش ميدانستي که درون قلبم خانه اي داري تو
که هميشه آن را با شفق مي شويم
و با آن ميگويم که تويي مونس شبهاي دلم
کاش ميدانستي باغ غمگين دلم بي تو تنها شده است
و گل غم به دلم وا شده است
کاش ميدانستي که درون قلبم با تپشهاي عشق هم صدا هستي تو
کاش ميدانستي که وجود تو و گرماي صدايت
به من خسته و آشفته حال زندگي مي بخشد
کاش ميدانستي.......
_ _ _ _____ __ _ _ _ _ _ _____ ____ _ _ _ _______ __ __ _ _ _ __ _ _

واسه ی تولد تو دست خالی ام عزیزم
چیزی جز گریه ندارم که اونم به پات می ریزم
واسه ی تولد تو منه آواره چی دارم ؟
که مثله دور و بری ها واسه تو هدیه بیارم

یاد خنده هات می افتم میره از یادم
که دستام خالی ان
اما عزیزم هر چی باشه تو رو میخوام
هر چی باشه تو رو میخوام
تو رو با اینکه نگاهم مونده به همون کسانی
که ازت یه خنده میخوان…..

تولدت مبارک عزیزترینم

_ _ _ _____ __ _ _ _ _ _ _____ ____ _ _ _ _______ __ __ _ _ _ __ _ _

من به زیبایی چشمان تو غمگین ماندم
و به اندازه ی هر برق نگاهت به نگاهی نگران
تو به اندازه ی تنهایی من شاد بمان …..
……… …. .
_ _ _ _____ __ _ _ _ _ _ _____ ____ _ _ _ _______ __ __ _ _ _ __ _ _